تبليغاتX
چه خبرا؟!!!
چه خبرا؟!!!
بدون شرح
پنجشنبه سی ام آبان 1387
اعداد طبیعی ...  
یه چیز جالب تازگیا اینجا فهمیدم و اونم اینه که تو کشورای مختلف ریاضیات تو یه چیزیایی تفاوت داره
سر کلاس ریاضی معلم هی بر میگشت میگفت  اعداد طبیعی غیر صفر
برگشتم گفتم بابا عدد طبیعی مگه صفرم جزوشه؟
گفت شما برگرد از اول دبستان شروع کن البته دومم قابل قبوله!
نترسین همیچین اتفاقی نیفتاد چون اینی که گفتم تو ذهنم گذشتD:
هیچی خلاصه رفتم تو ویکی پدیا یه سرچ زدم دیدم بله
اسپانیایی ها میگن اعداد طبیعی صفرم جزوشه
به انگلیسی و فارسی که سرچ کردم همون طور که میدونین میگه از 1 به بعده
حالا من نمیدونم این اسپانیایی ها صفرو تو کدوم سوراخ طبیعت پیدا کردن! البته اگه خود سوراخو بذاریم کنار!
البته اینا تعریفشون از اعداد طبیعی اینه که هر عددی که بتونی به تعداد اعضای یه مجموعه نسبت بدی عدد طبیعیه واسه همین صفر که همون تهی باشه رو قبول میکنن!
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387
سفارت ...  
امروز رفته بودم سفارت تا وکالت بدم به مادرم که کارای اداری معافیت تحصیلیمو تو ایران انجام بده
راس ساعت نه که شروع زمان کاریشون بود رسیدم اونجا
بعد از سلام علیک فرمو نشون دادم جناب محترم گفتند که صبر کنید آقای فلای بیاد!
صبر کردیم
یه نفر دیگه اومد اونم گفت صبر کنید آقای فلانی بیاد
باز هم صبر کردیم
بعد از نیم ساعت گفتم آقا جون من کلاس دارم باید برم همین طوریش دو ساعتمو از دست دادم
و جناب در اوج احترام(و اندکی خشونت) فرمودند که: کار خودتونه صبر کنید دیگه
آخه یکی نیست بگه بابا خب چرا زدین از ساعت نه بزنین ده بزنین 11 اههههههههههههههههههههه!
اونجا بود که با آقای امیر حسین خان آشنا شدم
خیلی مرد باحالیه
کلی اطلاعات تاریخی داشت واسه منو یکی دیگه کلی چیز گفت که تا حالا نشنیده بودم
خلاصه بعد از دو ساعتی کار ما درست شد و توانستیم برگه ها و مدارک را کامل کنیم
بعدشم با آقا امیرحسین زدیم به خیابان توی اتوبوس همین طوری واسه هم جوک گفتیم و خندیدیم(خدا این جوکا از ایرانیه بگیره ایرانیا چی کار میکنن؟)
خلاصه با اینکه یه روز کامل دانشگاه را پیچوندم ولی در کل خوش گذشت
این طوری که بوش میاد کریسمس که قرار بود بیام نمیشه چون میگن کار این معافیت بیشتر از این حرفا طول میکشه
امیر حسین گفت میخواد بره فرانسه
شاید منم برم خدا را چه دیدین البته اگه نیمدم ایرانD
در پناه حق
سه شنبه چهاردهم آبان 1387
دانشکده ...  

خب حالا میرم سراغ وصف دانشکده
اول اینو بگم که صبح ها ساعت هفت پا میشم هفت و نیم میزنم بیرون و ده دقیقه به نه میرسم به اونجا(همّتو عشق است)
دانشکده ای که توش درس میخونم شامل 6 تا بلوک ساختمان میشه که بستگی به سالی که داری تحصیل میکنی تو یکی از این بلوک ها کلاس هات تشکیل میشه
مثلا سال اول کلاس ها تو بلوک 6، سال دوم بلوک 5 و ... تا سال آخر که میرسی به بلوک دو در مجموع 5 سال باید از این بلوک به اون بلوک بپری
دو تا سایت کامپیوتر داره که کنار هر سایت یه اتاقم مخصوص لپ تاپ هاست
یه دونه هم کافی شاپ داریم که ناهار اکثر اوقات اونجا تلپم که اگه کامل بخوری 5 یورو و 5 سنت در میاد(واقعا این یه نکته که داداش من با صد و خرده ای تومن تو دانشگاه تهران غذای مشتی میزنه یه جای منو میسوزونه)
اینجا هر ترم چهار ماه داره که بهش میگن cuatrimestre و واحداشم به صورت کردیته که من واسه این ترم 33 تا برداشتم
دفعه بعدم راجع به درسایی که دارم توضیح میدم اینم اسماشون(ترجمشو نمیدونم دقیق چی میشه تحت الفظیشو میذارم)
Fundamentos Físicos de la Informática---اصول و پایه ی فیزیک
Matemática Discreta---نمیدونم چی میگن بهش تو ایران ترجمش میشه ریاضیات جزئی!
Cálculo Infinitesimal---اینم باز نمیدونم تحت الفظی میشه محاسبات بی نهایت ریز
Metodología de la Programación---دیگه اینم کلاماتش انگلیسیه تقریبا دیگه
هر کسی اسم دو تا وسطیا رو میدونه به فارسی به منم بگه
مرسی
یا علی

یکشنبه دوازدهم آبان 1387
Haloween ...  
دیشب گفتم برم ببینم این هالوین که میگن چی هست بریم از نزدیک ببینیم
رفتیم یه محله ی خیلی شلوغ که ببینیم چه خبره
خبر؟
خبر خاصی نبود همیشه شبای شنبه این شکلیه فقط لباساشون اجق وجق(املاش چطوریه؟) پوشیده بودند
و مورد دیگه هم این که بعضیا که تریپ روپوش آزمایشگاهی پوشیده بودند به جا لیوان بطری آزمایشگاهی دستشون بود و ازون می نوش جان میکردند!
الان که دارم این مطلبو میزنم ساعت 1 ظهره خیابونا خلوته خلوت آخه اینو تا همین موقع شایدم بیشتر میخوابن مثل بنز کلیم حالشو میبرن
اینم زدیم که بگیم ما هم خارجیم
دوشنبه ششم آبان 1387
مد ...  
هوا همین طوری داره سردتر و سردتر میشه
من خودم به عنوان اسطوره مقاومت در برابر سرما جلو این سرما کم آوردم(قابل ذکره که تو زمستونای ایران من هر از گاهی با تی شرت میرفتم بیرونD:)
بگذریم
یه موردی که میخواستم بگم راجع به این مد بود که از وقتی اومدم اینجا ذهنمو مشغول کرده بود
مد!
این که تو ایران میگن فلان لباس مد اروپا هست از کجاشون در میارن؟
والا من تا حالا یه بارم مدل مو یا مدل لباسی که بعضی از این جوونای جفنگ میهن عزیزمون میپوشن ندیدم
یکی که از این چیزا حالیش میشه ما را تو جریان بذاره ممنون میشم
یا حق
چهارشنبه یکم آبان 1387
روز سوم ...  
دو روزو گذروندم تو این دو روز همه ی واحدایی را که برداشته بودم باهاشون آشنا شدم
این معلم فیزیک اینقدر بدخط مینویسه که حد نداره از درسشم هیچی نفهمیدم
هوای اینجا هم که واقعا دیوونست خودشونم میگن loco (دیوونه) از صبح که پاشدم بارون اومده تا حالا که دارم این مطلبو مینویسم
از درس فیزیک که بگذریم یه در دارم به اسم Matemática Discreta  همون  گسسته خودمونه داره هم ارزی اینو را درس میده
یه درس دیگه هم Cálculo Infinitesimal  که به نظر من اینم حسابان خودمونه که فعلا داره نمودار اینو را درس میده
آخریشم Metodología de la Programación برنامه نویسیه با یه برنامه که احتمالا مال زمان قبل بیل جان بوده میشینیم برنامه های ضرب و جمع مینویسیم(ببین بعد این همه برنامه نویسی باید کد ضرب جمع بنویسم)):)
دعا کنین که فقط ترم اول نیفتم که اون طوری دیگه واویلاستD:
به سلامت