شما که رفتین مشهد منم گفتم از قافله عقب نمونم و یه سفر برم
اینجا بود که سفر دو روزه ی من به سویا شروع شد
از اون جا هم که تکنولوژی اینجا خیلی خفنه رفتم توی سایت بلیطم خریدم بعدشم ساعت 12 شب عازم شدیم
ساعت 5:30 صبح رسیدم
با هزار مکافات خونه ای که قرار بود توش تلپ شمو پیدا کردم
سرتونو درد نیارم
هواش واقعا گرم بود و آدمو کلافه میکرد
کنار هر خیابون اصلی یه خط مخصوص دوچرخه سوارا بود دقیقا مثل مادرید با این تفاوت که عرضش نصف بود چون تو مادرید همین خط مال تاکسی و اتوبوس
آقا روح الله زحمت کشیدند و منو بردند یه جا که جالب بود
یه اتاقی بود که شوالیه های جنگ های صلیبی توش بودند روح الله میگفت وقتی میری توش قشنگ احساس ضعف میکنی ولی از اون جایی که همتون میدونین انرژی من رو به بی نهایت میل میکنه وقتی رفتم اون تو تازه احساس تازگی کردم
هیچی وقتی اومدم بیرون آنچنان سرم درد گرفت که دلم میخواست هر کی دم دستم میادو بزنم
گویا این شوالیه وقتی دیدن تو انرژی کم آوردن زده به سرشون
بگذریم
بقیه سفر بیشترش دیدنی بود
از اون جایی هم که میدونم دلتون خیلی برام تنگ شده چند تا عکس از خودم براتون میذارم
در ضمن موهامم اگه اون شکلیه چون با خودم برس نبرده بودم


البته این عکسا مال یه شهر ساحلیه که یک ساعت و نیم با سویا فاصله داره

